چرا بعد از زلزله مغز هنوز احساس خطر میکند؟
بازگشت به مقالات۱۴۰۵/۲/۲۴

بعد از وقوع زلزله، حتی اگر آسیب جدی ایجاد نشده باشد، بسیاری از افراد احساس میکنند بدن و ذهنشان هنوز آرام نشده است. تپش قلب، بیخوابی، چک کردن مداوم اخبار، حساس شدن به کوچکترین صداها یا حس دائمیِ «الان دوباره اتفاقی میافتد» تجربههایی بسیار شایع هستند.
اما نکته مهم اینجاست:
این واکنشها معمولاً نشانه ضعف روانی نیستند؛ بلکه بخشی طبیعی از عملکرد سیستم بقا در مغز انساناند.
مغز انسان برای مواجهه با خطرهای ناگهانی تکامل یافته است. رویدادهایی مثل زلزله، چون غیرقابل پیشبینی و خارج از کنترل هستند، شبکههای تشخیص تهدید در مغز را بهشدت فعال میکنند؛ بهویژه آمیگدالا، که یکی از مهمترین مراکز پردازش ترس و هشدار در مغز محسوب میشود.
پس از یک شوک ناگهانی، مغز وارد حالتی میشود که در علوم اعصاب به آن «Hypervigilance» یا گوشبهزنگی مداوم گفته میشود. در این وضعیت، مغز محیط را با حساسیت بیشتری اسکن میکند تا اگر خطر دوباره تکرار شد، بتواند سریعتر واکنش نشان دهد. به همین دلیل است که حتی لرزشهای خفیف، صداهای ناگهانی، آلارمها یا شایعات فضای مجازی میتوانند اضطراب را دوباره فعال کنند.
اما چیزی که مغز را بیشتر از خود حادثه خسته میکند، «عدم قطعیت» است. مغز انسان آینده قابل پیشبینی را ترجیح میدهد. وقتی نمیدانیم آیا دوباره زلزله رخ میدهد یا نه، سیستم پیشبینی مغز دائماً فعال باقی میماند. این فعالبودن مداوم میتواند باعث خستگی شناختی، کاهش تمرکز، بیقراری ذهنی و حتی احساس فرسودگی روانی شود.
در چنین شرایطی، مهمترین کار این نیست که «احساسات را سرکوب کنیم»، بلکه باید به سیستم عصبی فرصت بازگشت از حالت بقا به وضعیت پایدارتر را بدهیم. پژوهشهای علوم اعصاب نشان میدهند چند اقدام ساده میتوانند به تنظیم دوباره مغز کمک کنند:
- محدود کردن مواجهه مداوم با اخبار و شایعات
- کاهش تحریکپذیری سیستم عصبی با تنفس آرام و خواب منظم
- صحبت با دیگران و دریافت حس حمایت اجتماعی
- بازگشت تدریجی به فعالیتهای روزمره
- و ایجاد حس پیشبینیپذیری در محیط زندگی
همگی به مغز این پیام را میدهند که «خطر فوری گذشته است».
در واقع، مغز بعد از زلزله مدتی زمان نیاز دارد تا دوباره احساس امنیت را بازسازی کند. و تا آن زمان، بسیاری از واکنشهای اضطرابی که تجربه میکنیم، بخشی طبیعی از تلاش مغز برای محافظت از ما هستند.
