نقش «معنا» در انگیزش انسان

بازگشت به مقالات
نویسنده:ادمین
زمان مطالعه:3 دقیقه

۱۴۰۵/۲/۸

نقش «معنا» در انگیزش انسان

نقش «معنا» در انگیزش انسان

چرا درک هدف از انجام کار، تعیین‌کننده‌ی ماندگاری تلاش و کیفیت عملکرد ذهنی فرد است؟

یکی از پرسش‌های اساسی در روان‌شناسی انگیزش این است که چرا افراد در برخی فعالیت‌ها پایدار می‌مانند، اما در برخی دیگر از فعالیت­ها، حتی با وجود پاداش، به‌سرعت دست می‌کشند.

شواهد تجربی نشان می‌دهد  پاسخ این سؤال صرفاً در میزان پاداش یا دشواری آن کار یا فعالیت نیست، بلکه به عامل عمیق‌تری مرتبط است به نام ادراک معنا (Perceived Meaningfulness).

در یک آزمایش کلاسیک توسط Dan Ariely، شرکت‌کنندگان موظف بودند سازه‌های ساده‌ای بسازند و در ازای هر واحد، پاداش دریافت کنند. دو وضعیت آزمایشی تعریف شد:

  • در حالت اول، خروجی کار حفظ و انباشته می‌شد
  • در حالت دوم، بلافاصله پس از تکمیل، سازه‌ها تخریب می‌شدند

نتایج نشان داد، با وجود یکسان بودن پاداش، گروه دوم به‌طور معناداری زودتر از ادامه فعالیت منصرف شد. کاهش انگیزه در این شرایط نشان می‌دهد که ادراکِ بی‌معنا بودن نتیجه کار می‌تواند حتی اثر پاداش را تضعیف کند.

·     معنا به‌عنوان متغیر کلیدی در انگیزش

در چارچوب روان‌شناسی شناختی و انگیزشی، «معنا» به توانایی فرد در پاسخ به این پرسش‌ها اشاره دارد:

-      این فعالیت چه ارزشی دارد؟

-      نتیجه آن به چه چیزی منجر می‌شود؟

-      چرا باید این کار را انجام دهم؟

در بسیاری از ساختارهای شغلی امروزی، افراد تنها بخشی از یک فرایند پیچیده را انجام می‌دهند، بدون اینکه ارتباط روشنی با نتیجه نهایی داشته باشند. David Graeber این وضعیت را با مفهوم «مشاغل بیهوده» توصیف می‌کند، مشاغلی که حتی برای انجام‌دهندگان شان نیز فاقد کارکرد قابل درک هستند. در چنین شرایطی:

-      تجربه «بی‌اثر بودن» افزایش می‌یابد

-      شکل‌گیری فرسودگی ذهنی (Cognitive Fatigue)

-      انگیزه به پاداش‌های بیرونی وابسته می‌شود

-      رضایت شغلی کاهش پیدا می‌کند

·      نقش ارزش‌ها در بازسازی معنا

در رویکرد Acceptance and Commitment Therapy، «ارزش‌ها» به‌عنوان جهت‌های پایدار رفتار تعریف می‌شوند، نه اهداف کوتاه‌مدت.

-      هدف: یک نقطه پایان (مثلاً افزایش درآمد)

-      ارزش: جهت حرکت (مثلاً رشد، یادگیری، کمک به دیگران)

ارزش‌ها ویژگی‌هایی دارند که آن‌ها را به منبع معنا تبدیل می‌کند: 1- نسبتاً پایدار هستند،2- مستقل از شرایط بیرونی‌اند، 3- قابلیت تعمیم به موقعیت‌های مختلف را دارند

وقتی یک فعالیت، هرچند ساده، در چارچوب یک ارزش درک شود، 1- انسجام شناختی افزایش می‌یابد،2- درگیری ذهنی عمیق‌تر می‌شود،3- انگیزه از حالت وابسته به پاداش به حالت درونی تغییر می‌کند. به بیان دیگر، ارزش‌ها، «چرایی» انجام رفتار را تأمین می‌کنند.

·      بازسازی معنا در عمل

اگرچه تغییر ساختار شغل همیشه ممکن نیست، اما می‌توان از طریق بازتعریف شناختی، ارتباط بین فعالیت و ارزش را تقویت کرد، مثال‌:

-      تعامل مؤثر با همکاران، ارزش همکاری را تقویت می­کند

-      آموزش یا راهنمایی دیگران، ارزش انتقال دانش را فراهم می­آورد

-      توجه به کیفیت کار، ارزش مسئولیت‌پذیری را در فرد شکل می­دهد

در این حالت، ماهیت فعالیت تغییر نمی‌کند، اما تجربه ذهنی فرد از آن فعالیت تغییر می‌کند.

·      راهکار عملی برای افزایش ادراک معنا در فعالیت‌های روزمره:

1)    شناسایی ارزش‌ها:  انتخاب ۲ تا ۳ ارزش محوری (مانند یادگیری، صداقت، خلاقیت)

2)   پیوند با رفتار:   پاسخ به این پرسش: «در شرایط فعلی، چگونه می‌توانم این ارزش را در عمل نشان دهم؟»

اگرچه تغییر شرایط بیرونی همیشه در اختیار ما نیست، اما بازتعریف معنا می‌تواند به‌عنوان یک راهبرد مؤثر برای بهبود عملکرد شناختی و کیفیت زندگی عمل کند.


# انگیزش# درک معنا# فرسودگی شغلی# استرس شغلی# توانمندسازی شناختی# رضایت شغلی# ارزش­ها# بازسازی معنا# ارتقاء شغلی# سلامت عمومی

منابع :

D. Ariely et al., Man’s search for meaning : The case of Legos, Journal of Economic Behavior & Organization, 2008.

D. Graeber, Bullshit Jobs : A Theory, New York : Simon & Schuster, 2018.

P. Russo-Netzer et O. I. Atad, Activating values intervention : An integrative pathway to well-beingFrontiers in Psychology, 2024.