توانمندسازی شناختی چیست؟ راهنمای علمی تقویت عملکرد مغز

بازگشت به مقالات
نویسنده:ادمین
زمان مطالعه:15 دقیقه

۱۴۰۵/۵/۵

توانمندسازی شناختی چیست؟ راهنمای علمی تقویت عملکرد مغز

توانمندسازی شناختی به مجموعه‌ای از روش‌ها و فعالیت‌های هدفمند گفته می‌شود که برای شناخت بهتر، حفظ یا ارتقای توانایی‌هایی مانند حافظه، توجه، سرعت پردازش، تصمیم‌گیری و حل مسئله به کار می‌روند. این فرایند می‌تواند شامل ارزیابی عملکرد شناختی، شناسایی نقاط قوت و زمینه‌های نیازمند تمرین، انتخاب تمرین‌ها و بازی‌های متناسب و پیگیری تغییرات در طول زمان باشد. توانمندسازی شناختی یک راه‌حل فوری برای «باهوش‌تر شدن» نیست؛ بلکه فرایندی مرحله‌ای و قابل‌اندازه‌گیری است که باید بر هدف مشخص، تمرین مناسب و ارزیابی نتایج استوار باشد.

توانمندسازی شناختی دقیقاً چه چیزی را هدف قرار می‌دهد؟

شناخت یک توانایی واحد نیست، بلکه مجموعه‌ای از فرایندهای ذهنی به‌هم‌پیوسته است که به ما کمک می‌کنند اطلاعات را دریافت کنیم، آن‌ها را در ذهن نگه داریم، درباره‌شان تصمیم بگیریم و از آن‌ها برای انجام کارهای روزمره استفاده کنیم. برای مثال، مطالعه یک متن فقط به حافظه وابسته نیست؛ توجه برای دنبال کردن مطالب، حافظه کاری برای نگهداری اطلاعات، سرعت پردازش برای فهم سریع‌تر و کارکردهای اجرایی برای سازمان‌دهی و کنترل فرایند مطالعه نیز در آن نقش دارند. به همین دلیل، در یک برنامه توانمندسازی شناختی باید مشخص شود کدام توانایی یا ترکیب توانایی‌ها قرار است ارزیابی و تمرین شود.

مهم‌ترین توانایی‌های شناختی کدام‌اند؟

توانایی‌های شناختی را می‌توان در چند حوزه اصلی دسته‌بندی کرد. توجه و تمرکز به ما کمک می‌کنند اطلاعات مهم را انتخاب کنیم و برای مدتی روی آن‌ها بمانیم. حافظه مسئول ثبت، نگهداری و بازیابی اطلاعات است و خود شامل انواعی مانند حافظه کاری، حافظه کوتاه‌مدت و حافظه بلندمدت می‌شود. سرعت پردازش نشان می‌دهد اطلاعات با چه سرعتی دریافت و بررسی می‌شوند. تصمیم‌گیری و حل مسئله نیز به ارزیابی گزینه‌ها، پیش‌بینی پیامدها و انتخاب پاسخ مناسب مربوط‌اند. در کنار این موارد، کارکردهای اجرایی مانند برنامه‌ریزی، بازداری پاسخ، انعطاف‌پذیری شناختی و پایش عملکرد نقش مهمی در هدایت رفتار هدفمند دارند.

مهم‌ترین توانایی‌های شناختی در بازی‌ها و تمرین‌های توانمغز
نمونه‌ای از حوزه‌های شناختی هدف در بازی‌ها و تمرین‌های توانمغز

توانمندسازی شناختی چگونه انجام می‌شود؟

توانمندسازی شناختی معمولاً با یک مسیر مرحله‌ای پیش می‌رود. ابتدا باید هدف فرد روشن شود؛ برای مثال، بهبود تمرکز هنگام مطالعه، کاهش خطا در یک فعالیت سرعتی یا تمرین حافظه کاری. سپس عملکرد اولیه با ابزار مناسب ارزیابی می‌شود تا تصویری از وضعیت فعلی به دست آید. در ادامه، بر اساس نتایج ارزیابی و هدف فرد، تمرین‌ها یا بازی‌های مرتبط انتخاب می‌شوند و روند عملکرد در طول زمان پیگیری می‌شود. در پایان نیز با ارزیابی مجدد مشخص می‌شود که آیا تغییر مشاهده‌شده فقط به همان تمرین محدود بوده یا در تکالیف مشابه و فعالیت‌های روزمره نیز دیده می‌شود.

  1. تعیین هدف مشخص و قابل‌اندازه‌گیری
  2. ارزیابی اولیه عملکرد شناختی
  3. شناسایی نقاط قوت و زمینه‌های نیازمند تمرین
  4. انتخاب تمرین یا بازی مناسب
  5. پیگیری عملکرد در چند جلسه
  6. ارزیابی مجدد و بررسی انتقال آموخته‌ها

روش‌های توانمندسازی شناختی کدام‌اند؟

توانمندسازی شناختی می‌تواند با روش‌های متفاوتی انجام شود و انتخاب روش مناسب به هدف فرد، نوع توانایی شناختی و شرایط او بستگی دارد. یکی از رایج‌ترین روش‌ها، تمرین‌های شناختی ساختاریافته است؛ یعنی تکالیفی که به‌طور مشخص برای درگیر کردن حافظه، توجه، سرعت پردازش یا کارکردهای اجرایی طراحی شده‌اند. بازی‌های شناختی نیز می‌توانند بخشی از این فرایند باشند، به‌ویژه زمانی که سطح دشواری آن‌ها با عملکرد فرد تنظیم شود و نتایج در طول زمان پیگیری شوند.

روش دیگر، آموزش راهبردهای شناختی است. در این رویکرد فرد یاد می‌گیرد چگونه اطلاعات را بهتر سازمان‌دهی کند، حواس‌پرتی را کاهش دهد، از یادآورها استفاده کند یا مسئله‌ها را به مراحل کوچک‌تر تقسیم کند. علاوه بر این، عواملی مانند خواب کافی، فعالیت بدنی، یادگیری مهارت‌های تازه و داشتن تعاملات اجتماعی نیز می‌توانند از عملکرد شناختی حمایت کنند. بنابراین یک برنامه مناسب معمولاً فقط به انجام چند بازی محدود نمی‌شود، بلکه ترکیبی از تمرین، راهبرد و سبک زندگی است.

روش‌های رایج توانمندسازی شناختی عبارت‌اند از:

  • تمرین‌های شناختی ساختاریافته
  • بازی‌های شناختی
  • آموزش راهبردهای حافظه و توجه
  • تمرین‌های فراشناختی و خودپایشی
  • اصلاح محیط و کاهش عوامل حواس‌پرتی
  • خواب، فعالیت بدنی و سبک زندگی سالم

آیا تمرین‌های شناختی واقعاً مؤثرند؟

پژوهش‌ها نشان می‌دهند که تمرین شناختی معمولاً باعث بهبود عملکرد فرد در همان تکلیف تمرین‌شده می‌شود و گاهی این پیشرفت به تکالیف مشابه نیز انتقال پیدا می‌کند. برای مثال، فردی که به‌طور منظم یک تمرین حافظه کاری را انجام می‌دهد، احتمالاً در همان تمرین و برخی تکالیف نزدیک به آن عملکرد بهتری پیدا می‌کند. بااین‌حال، بهتر شدن در یک بازی یا تمرین لزوماً به این معنا نیست که هوش عمومی، همه انواع حافظه یا عملکرد فرد در تمام موقعیت‌های روزمره به همان اندازه ارتقا یافته است.

در ادبیات علمی، میان انتقال نزدیک و انتقال دور تفاوت گذاشته می‌شود. انتقال نزدیک زمانی رخ می‌دهد که اثر تمرین در تکالیفی دیده شود که از نظر فرایند شناختی یا ساختار به تمرین اصلی شبیه‌اند. انتقال دور به این معناست که اثر تمرین به توانایی‌های متفاوت‌تر، عملکرد تحصیلی یا فعالیت‌های روزمره گسترش پیدا کند. مرورهای علمی درباره آموزش حافظه کاری و کارکردهای اجرایی معمولاً برای عملکرد تمرین‌شده و انتقال نزدیک نتایج امیدوارکننده‌تری گزارش می‌کنند، اما درباره انتقال دور، نتایج محدودتر و ناسازگارتر است.

اثر تمرین: بهتر شدن در همان بازی یا تکلیف تمرین‌شده

انتقال نزدیک: بهتر شدن در تکالیف مشابه با تمرین اصلی

انتقال دور: گسترش اثر به توانایی‌ها یا فعالیت‌های متفاوت‌تر

بنابراین، هنگام ارزیابی اثربخشی یک برنامه توانمندسازی شناختی باید دقیقاً مشخص شود چه چیزی اندازه‌گیری شده است. افزایش امتیاز بازی، کاهش زمان پاسخ یا افزایش دقت، شواهدی از پیشرفت در همان تکلیف هستند؛ اما برای نتیجه‌گیری درباره تغییرات گسترده‌تر باید از آزمون‌های مستقل، گروه مقایسه و در صورت امکان شاخص‌های مرتبط با زندگی واقعی استفاده شود. نوع تمرین، مدت برنامه، میزان دشواری، ویژگی‌های فردی و شیوه سنجش نتیجه نیز می‌توانند بر میزان اثربخشی اثر بگذارند. کتاب Cognitive Training نیز بر اهمیت روش طراحی تمرین، سنجش انتقال، تفاوت‌های فردی و کاربردهای واقعی تأکید دارد.

چه عواملی بر اثربخشی تمرین‌های شناختی تأثیر می‌گذارند؟

اثربخشی تمرین‌های شناختی برای همه افراد و در همه برنامه‌ها یکسان نیست. نخستین عامل، تناسب تمرین با هدف است؛ تمرینی که برای حافظه کاری طراحی شده، لزوماً بهترین انتخاب برای بهبود توجه پایدار یا تصمیم‌گیری نیست. سطح دشواری نیز اهمیت دارد. تمرین بسیار آسان چالش کافی ایجاد نمی‌کند و تمرین بیش از حد دشوار می‌تواند باعث خطا، خستگی و کاهش انگیزه شود. به همین دلیل، بهتر است دشواری تمرین به‌تدریج و متناسب با عملکرد فرد تغییر کند.

تداوم و نظم در تمرین نیز نقش مهمی دارند. انجام پراکنده و نامنظم چند بازی معمولاً با یک برنامه مشخص و قابل‌پیگیری قابل‌مقایسه نیست. در کنار تعداد جلسات، کیفیت مشارکت فرد، میزان توجه هنگام انجام تمرین و دریافت بازخورد نیز باید در نظر گرفته شوند. همچنین ویژگی‌هایی مانند سن، وضعیت سلامت، تجربه قبلی، خواب، استرس و تفاوت‌های فردی می‌توانند بر عملکرد و میزان پیشرفت اثر بگذارند.

در نهایت، روش سنجش نتیجه تعیین می‌کند که درباره اثربخشی چه نتیجه‌ای می‌توان گرفت. افزایش امتیاز در یک بازی نشانه پیشرفت در همان بازی است، اما برای بررسی تغییر در توانایی شناختی باید از شاخص‌های دیگری مانند آزمون‌های مستقل، مقایسه عملکرد در چند زمان و بررسی تأثیر تمرین بر فعالیت‌های روزمره استفاده شود.

مهم‌ترین عوامل مؤثر بر نتیجه تمرین عبارت‌اند از:

  • تناسب با هدف: تمرین باید مستقیماً با توانایی موردنظر ارتباط داشته باشد.
  • دشواری مناسب: سطح تمرین باید متناسب با عملکرد فرد تغییر کند.
  • نظم و تداوم: جلسات منظم معمولاً از تمرین‌های پراکنده مفیدترند.
  • بازخورد و پیگیری: ثبت دقت، سرعت و ثبات عملکرد، ارزیابی روند را امکان‌پذیر می‌کند.
  • شرایط فردی: سن، خواب، استرس، سلامت و انگیزه می‌توانند بر نتیجه اثر بگذارند.

تفاوت توانمندسازی شناختی با توان‌بخشی شناختی چیست؟

توانمندسازی شناختی و توان‌بخشی شناختی هر دو با بهبود عملکردهای ذهنی ارتباط دارند، اما هدف و زمینه استفاده از آن‌ها یکسان نیست. توانمندسازی شناختی اصطلاحی گسترده‌تر است و می‌تواند برای افراد سالم، دانش‌آموزان، کارکنان، سالمندان یا هر فردی به کار رود که قصد دارد عملکردهایی مانند حافظه، توجه، سرعت پردازش یا حل مسئله را بهتر بشناسد و تمرین کند. در این رویکرد، هدف معمولاً حفظ توانایی‌ها، بهبود عملکرد یا ایجاد عادت‌های شناختی مؤثرتر است.

توان‌بخشی شناختی بیشتر در شرایطی مطرح می‌شود که عملکرد شناختی فرد بر اثر آسیب مغزی، سکته، بیماری عصبی، اختلال روان‌شناختی یا وضعیت پزشکی دیگری کاهش یافته باشد. در چنین مواردی، برنامه باید زیر نظر متخصص و بر اساس ارزیابی بالینی طراحی شود. تمرین‌های شناختی ممکن است بخشی از این برنامه باشند، اما توان‌بخشی معمولاً علاوه بر تمرین مستقیم، شامل آموزش راهبردهای جبرانی، تغییر محیط و کمک به انجام بهتر فعالیت‌های روزمره نیز می‌شود.

در نتیجه، هر برنامه‌ای که از بازی یا تمرین شناختی استفاده می‌کند، لزوماً توان‌بخشی شناختی محسوب نمی‌شود. در توانمغز، ارزیابی‌ها و تمرین‌های آنلاین می‌توانند برای شناخت اولیه عملکرد، تمرین هدفمند و پیگیری تغییرات به کار روند؛ اما جایگزین تشخیص، درمان یا برنامه توان‌بخشی تجویزشده توسط متخصص نیستند.

معیار توانمندسازی شناختی توان‌بخشی شناختی
هدف اصلی حفظ یا ارتقای عملکرد شناختی بازیابی یا جبران عملکرد کاهش‌یافته
مخاطب افراد سالم یا دارای اهداف عملکردی افراد دارای آسیب، بیماری یا اختلال مشخص
نوع ارزیابی ارزیابی شناختی و پیگیری عملکرد ارزیابی تخصصی و بالینی
روش‌ها تمرین، بازی، راهبرد و سبک زندگی تمرین، راهبرد جبرانی و اصلاح محیط
نظارت متخصص بسته به شرایط مفید است معمولاً ضروری است
نقش ابزار آنلاین آموزش و تمرین اولیه ابزار مکمل برنامه تخصصی

چه کسانی می‌توانند از توانمندسازی شناختی استفاده کنند؟

توانمندسازی شناختی به گروه خاصی محدود نیست و می‌تواند با توجه به سن، هدف و شرایط فرد شکل‌های متفاوتی داشته باشد. دانش‌آموزان و دانشجویان ممکن است برای تقویت توجه، حافظه کاری، برنامه‌ریزی و مدیریت فرایند یادگیری از آن استفاده کنند. در محیط کار نیز تمرین و ارزیابی شناختی می‌تواند به شناخت بهتر توانایی‌هایی مانند تمرکز، سرعت پردازش، تصمیم‌گیری و انعطاف‌پذیری ذهنی کمک کند.

بزرگسالانی که احساس می‌کنند در انجام هم‌زمان کارها، حفظ تمرکز یا به خاطر سپردن اطلاعات روزمره با دشواری بیشتری روبه‌رو شده‌اند نیز می‌توانند از یک برنامه ساختاریافته بهره ببرند. برای سالمندان، هدف ممکن است بیشتر بر حفظ فعالیت ذهنی، پیگیری تغییرات شناختی و پشتیبانی از استقلال در فعالیت‌های روزمره متمرکز باشد. بااین‌حال، اگر تغییرات شناختی ناگهانی، شدید یا رو به افزایش باشند، ارزیابی آنلاین به‌تنهایی کافی نیست و مراجعه به پزشک یا متخصص ضروری است.

نکته مهم این است که برنامه توانمندسازی باید متناسب با نیاز واقعی فرد طراحی شود. یک تمرین واحد برای همه افراد مناسب نیست و نتیجه بهتر زمانی به دست می‌آید که هدف، سطح دشواری، مدت تمرین و روش ارزیابی با ویژگی‌های هر فرد هماهنگ باشند.

کاربرد توانمندسازی شناختی برای گروه‌های مختلف می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

  • دانش‌آموزان و دانشجویان: توجه، حافظه کاری، برنامه‌ریزی و مهارت‌های یادگیری
  • شاغلان: تمرکز، تصمیم‌گیری، سرعت پردازش و مدیریت چند فعالیت
  • بزرگسالان: حفظ عملکرد ذهنی و مدیریت بهتر فعالیت‌های روزمره
  • سالمندان: فعال نگه داشتن ذهن و پیگیری تغییرات عملکرد شناختی
  • افراد دارای نگرانی شناختی: دریافت یک تصویر اولیه و تصمیم‌گیری برای مراجعه تخصصی

چگونه یک برنامه توانمندسازی شناختی مناسب انتخاب کنیم؟

یک برنامه مناسب باید با هدف روشن آغاز شود. پیش از انتخاب بازی، آزمون یا تمرین، لازم است مشخص شود فرد دقیقاً می‌خواهد کدام بخش از عملکرد خود را بهتر بشناسد یا تقویت کند. برای مثال، هدف «بهبود حافظه» بسیار کلی است، اما «به خاطر سپردن بهتر دستورهای چندمرحله‌ای» یا «حفظ تمرکز هنگام مطالعه» اهداف مشخص‌تری هستند و انتخاب تمرین مناسب را آسان‌تر می‌کنند.

در مرحله بعد باید بررسی شود که تمرین‌ها واقعاً با توانایی هدف ارتباط دارند، سطح دشواری آن‌ها متناسب با عملکرد فرد تنظیم می‌شود و امکان ثبت و مقایسه نتایج وجود دارد. برنامه‌ای که فقط امتیاز بازی را نمایش می‌دهد، اطلاعات محدودی درباره تغییر واقعی عملکرد فراهم می‌کند. بهتر است علاوه بر امتیاز، شاخص‌هایی مانند دقت، زمان پاسخ، تعداد خطاها و روند عملکرد در چند جلسه نیز بررسی شوند.

همچنین لازم است ادعاهای برنامه واقع‌بینانه باشند. وعده‌هایی مانند افزایش سریع هوش یا بهبود همه توانایی‌های ذهنی با یک تمرین واحد، پشتوانه علمی کافی ندارند. برنامه مناسب باید محدودیت‌های خود را توضیح دهد، میان تمرین و ارزیابی تفاوت بگذارد و در صورت مشاهده نشانه‌های نگران‌کننده، مراجعه به متخصص را توصیه کند.

هنگام انتخاب برنامه، این موارد را بررسی کنید:

  • هدف مشخص: برنامه باید معلوم کند کدام توانایی را هدف قرار می‌دهد.
  • ارزیابی اولیه: بهتر است نقطه شروع فرد پیش از تمرین ثبت شود.
  • دشواری متناسب: تمرین باید با عملکرد فرد سازگار شود.
  • پیگیری نتایج: تغییرات باید در چند جلسه قابل مشاهده و مقایسه باشند.
  • ادعاهای واقع‌بینانه: برنامه نباید وعده‌های اغراق‌آمیز ارائه دهد.
  • توجه به محدودیت‌ها: ابزار آنلاین نباید جایگزین ارزیابی تخصصی معرفی شود.

چگونه پیشرفت شناختی را اندازه‌گیری کنیم؟

برای سنجش پیشرفت شناختی، نگاه کردن به امتیاز یک بازی کافی نیست. امتیاز ممکن است تحت‌تأثیر آشنایی با قواعد بازی، افزایش سرعت کار با ابزار یا یادگیری یک راهبرد خاص قرار بگیرد. به همین دلیل، ارزیابی تغییر باید بر چند شاخص و در چند زمان مختلف انجام شود تا مشخص شود عملکرد فرد واقعاً بهتر شده است یا فقط در همان تکلیف تمرین‌شده مهارت بیشتری پیدا کرده است.

شاخص‌هایی مانند دقت پاسخ، زمان واکنش، تعداد خطاها، ثبات عملکرد و میزان پیشرفت در چند جلسه می‌توانند تصویر دقیق‌تری ارائه دهند. در کنار این داده‌ها، بهتر است از آزمون‌های مستقل یا تکالیف مشابهی استفاده شود که مستقیماً در برنامه تمرین نشده‌اند. همچنین باید بررسی شود که آیا تغییرات در فعالیت‌های روزمره نیز دیده می‌شوند؛ برای مثال، فرد هنگام مطالعه تمرکز بیشتری دارد، دستورهای چندمرحله‌ای را بهتر به خاطر می‌سپارد یا در انجام کارهای زمان‌دار خطاهای کمتری دارد.

مقایسه نتایج نیز باید با احتیاط انجام شود. شرایطی مانند خستگی، خواب، استرس، زمان انجام آزمون و آشنایی قبلی با تکلیف می‌توانند بر نتیجه اثر بگذارند. بنابراین بهتر است ارزیابی اولیه و ارزیابی مجدد تا حد امکان در شرایط مشابه انجام شوند و نتیجه بر اساس روند چند جلسه تفسیر شود، نه یک نمره منفرد.

شاخص چه چیزی را نشان می‌دهد؟
دقت درصد پاسخ‌های صحیح و میزان کاهش خطا
زمان واکنش سرعت پاسخ‌گویی به محرک‌ها
ثبات عملکرد میزان یکنواختی عملکرد در طول تمرین
روند چندجلسه‌ای پایداری یا ناپایداری تغییرات در طول زمان
آزمون مستقل احتمال انتقال پیشرفت به تکالیف مشابه
عملکرد روزمره کاربرد تغییرات در موقعیت‌های واقعی

برای شروع توانمندسازی شناختی چه باید کرد؟

شروع مناسب با انجام تعداد زیادی بازی یا تمرین تصادفی متفاوت است. نخست یک هدف واقعی و مشخص انتخاب کنید؛ سپس نقطه شروع خود را با یک ارزیابی مناسب یا ثبت عملکرد فعلی مشخص کنید. بعد از آن، یک یا چند تمرین مرتبط را در برنامه‌ای منظم قرار دهید و به‌جای قضاوت بر اساس یک جلسه، روند دقت، سرعت، خطاها و عملکرد خود در فعالیت‌های روزمره را طی چند هفته بررسی کنید.

در توانمغز می‌توان از ارزیابی‌ها، بازی‌ها و پروفایل‌های شناختی برای شناخت اولیه توانایی‌ها، انتخاب تمرین‌های هدفمند و پیگیری تغییرات استفاده کرد. بااین‌حال، نتیجه ابزارهای آنلاین باید در چارچوب هدف و شرایط فرد تفسیر شود و در صورت وجود نگرانی جدی، تغییر ناگهانی یا اختلال در فعالیت‌های روزمره، مراجعه به متخصص در اولویت قرار گیرد.

یک مسیر ساده برای شروع
هدف‌گذاری ← ارزیابی اولیه ← انتخاب تمرین ← تمرین منظم ← پیگیری روند ← ارزیابی مجدد

پرسش‌های متداول درباره توانمندسازی شناختی

آیا توانمندسازی شناختی همان افزایش هوش است؟

خیر. توانمندسازی شناختی بیشتر بر شناخت، حفظ یا تمرین توانایی‌های مشخصی مانند توجه، حافظه، سرعت پردازش و کارکردهای اجرایی تمرکز دارد. بهتر شدن در یک تمرین نیز الزاماً به معنای افزایش هوش عمومی نیست.

آیا بازی‌های شناختی به‌تنهایی کافی‌اند؟

بازی‌های شناختی می‌توانند بخشی از برنامه باشند، اما برنامه کامل‌تر معمولاً شامل هدف‌گذاری، ارزیابی اولیه، تمرین متناسب، بازخورد، راهبردهای شناختی و توجه به خواب، فعالیت بدنی و شرایط روزمره است.

برای مشاهده نتیجه چند جلسه تمرین لازم است؟

تعداد ثابتی برای همه افراد وجود ندارد. نوع توانایی هدف، دشواری تمرین، نظم جلسات و ویژگی‌های فردی بر روند تغییر اثر می‌گذارند. نتیجه بهتر است بر اساس چند جلسه و با مقایسه شاخص‌های مختلف ارزیابی شود.

آیا آزمون و تمرین آنلاین جایگزین مراجعه به متخصص است؟

خیر. ابزارهای آنلاین می‌توانند برای آموزش، شناخت اولیه و پیگیری عملکرد مفید باشند، اما تشخیص یا درمان اختلال‌های شناختی و عصبی نیازمند ارزیابی تخصصی است.

جمع‌بندی

توانمندسازی شناختی فرایندی هدفمند برای شناخت بهتر، حفظ یا ارتقای عملکردهایی مانند حافظه، توجه، سرعت پردازش، تصمیم‌گیری و حل مسئله است. یک برنامه مناسب با هدف مشخص و ارزیابی اولیه آغاز می‌شود، تمرین‌های متناسب و قابل‌پیگیری دارد و نتیجه آن فقط با افزایش امتیاز یک بازی سنجیده نمی‌شود. برای قضاوت دقیق‌تر باید روند عملکرد، آزمون‌های مستقل و تغییرات قابل مشاهده در فعالیت‌های روزمره را نیز در نظر گرفت.