تاثیر موسیقی بر مغز انسان
بازگشت به مقالات۱۴۰۴/۱۰/۱۰

موسیقی: از پدیدهای فرهنگی تا نیاز زیستی مغز
پژوهشهای علوم اعصاب در دو دهه اخیر نشان دادهاند که موسیقی یک نیاز زیستی و بخش جداییناپذیر از سازمان شناختی انسان است. مغز انسان بهصورت ذاتی برای پردازش موسیقی سازمان یافته و این پدیده از طریق فعالسازی شبکههای گسترده عصبی، نقشی تعیینکننده در عملکرد و ساختار مغز ایفا میکند.
پردازش موسیقی: یک شبکه عصبی توزیعشده
برخلاف کارکردهایی مانند بینایی یا زبان، پردازش موسیقی فاقد یک مرکز عصبی واحد است و مستلزم مشارکت همزمان نواحی متعدد مغزی از جمله قشر شنوایی، نواحی حرکتی، سامانه لیمبیک و هیپوکامپ است. این الگوی فعالسازی توزیعشده نشاندهنده پیچیدگی و یکپارچگی تجربه شناختی موسیقی است.
موسیقی و سامانه پاداش مغز: آزادسازی دوپامین
گوش دادن به موسیقی لذتبخش موجب آزادسازی دوپامین در هسته دًمدار و هسته اکومبنس میشود. این فرآیند دو مرحلهای (انتظار و تجربه اوج لذت) مشابه پاسخ مغز به رفتارهای بقامحور است. همچنین موسیقی با کاهش سطح کورتیزول، نقش مهمی در تنظیم پاسخهای استرسی ایفا میکند.
پلاستیسیته عصبی: تغییرات ساختاری مغز با آموزش موسیقی
آموزش طولانیمدت موسیقی (بهویژه در نوازندگان حرفهای) با افزایش حجم قشر حرکتی مرتبط با حرکات ظریف انگشتان و ضخیمتر شدن جسم پینهای همراه است. این تغییرات نشاندهنده سازگاری مغز با نیازهای شناختی و حرکتی پیچیده نوازندگی است.
موسیقی و تواناییهای شناختی: از اثر موتزارت تا آموزش درکودکی
اگرچه «اثر موتزارت» (افزایش فوری هوش) تأیید نشده، اما موسیقی میتواند از طریق افزایش برانگیختگی و بهبود خلق، عملکرد شناختی را بهطور موقت ارتقا دهد. آموزش موسیقی در کودکی با بهبود حافظه کاری، توجه پایدار، پردازش زمانی و تواناییهای زبانی همراه است و میتواند به افزایش جزئی ضریب هوشی کلی منجر شود.
کاربردهای بالینی موسیقی: از پارکینسون تا آفازی
تحریک ریتمیک شنوایی در بیماران پارکینسون میتواند آغاز حرکت و الگوی راه رفتن را بهبود بخشد. در بیماران سکته مغزی با آفازی، روش آهنگگویی ملودیک (Melodic Intonation Therapy) امکان استفاده از مسیرهای عصبی جایگزین در نیمکره راست را برای بازیابی زبان فراهم میکند.
نتیجهگیری: موسیقی بهعنوان فناوری زیستی-شناختی
شواهد عصبشناختی نشان میدهند موسیقی یک پدیده تزئینی نیست، بلکه عنصری بنیادین در سازمان شناختی و زیستی انسان است. موسیقی با درگیر کردن شبکههای گسترده مغزی، تنظیم هیجان، تقویت شناخت و تسهیل پلاستیسیته عصبی، نقشی کلیدی در سلامت و کارکرد مغز ایفا میکند و ظرفیت آن در آموزش، ارتقای شناخت و درمان اختلالات عصبی هنوز بهطور کامل مورد بهرهبرداری قرار نگرفته است.
منبع :
Moussard, A., Rochette, F., & Bigand, E. (2012). La musique comme outil de stimulation cognitive. L’Année psychologique, 112(3), 499–542. https://doi.org/10.3917/anpsy.123.0499
برچسبها:
