اعتیاد به اینترنت
بازگشت به مقالات۱۴۰۴/۱۰/۹

در عصر فناوریهای دیجیتال، اینترنت بهواسطه دسترسی آسان، هزینه پایین و حضور دائمی، به بخش جداییناپذیر زندگی روزمره افراد در تمامی گروههای سنی تبدیل شده است. مطابق پژوهشی که در سال 2020 در دانشگاه بجایه الجزایر انجام شده است ، این استفاده گسترده و مداوم میتواند به شکلگیری وابستگی سایبری یا اعتیاد به اینترنت منجر شود؛ پدیدهای که امروزه بهعنوان یک مسئله مهم روانشناختی ـ اجتماعی شناخته میشود و پیامدهای قابلتوجهی بر فرد، روابط اجتماعی و عملکرد شناختی او دارد.
وابستگی سایبری به الگوی استفاده افراطی، تکرارشونده و کنترلناپذیر از اینترنت و ابزارهای دیجیتال اطلاق میشود؛ بهگونهای که بخشهای مهم زندگی واقعی فرد تحتالشعاع فعالیتهایی مانند وبگردی، شبکههای اجتماعی، بازیهای ویدئویی و اپلیکیشنها قرار میگیرد. نویسندگان این وضعیت را به دلیل شدت تأثیر روانی و رفتاری، با استعاره «هروئین دیجیتال» توصیف میکنند؛ زیرا مشابه اعتیاد به مواد، با افزایش تدریجی مصرف، نیاز روانی و کاهش کنترل همراه است.
بر اساس این پژوهش، وابستگی سایبری بهصورت تدریجی شکل میگیرد و از استفاده عادی آغاز شده، به استفاده مضر، سپس سوءمصرف و در نهایت به وابستگی کامل میانجامد. در این روند، استفاده آگاهانه از اینترنت بهتدریج به رفتاری خودکار، وسواسی و اجباری تبدیل میشود.
از مهمترین عوامل مؤثر در بروز و تداوم وابستگی سایبری میتوان به استفاده مکرر و طولانیمدت، تمایل دائمی به بازگشت به صفحهنمایش، استفاده در موقعیتهای نامناسب، کاهش فعالیتهای اجتماعی و ادامه مصرف علیرغم پیامدهای منفی روانشناختی یا جسمانی اشاره کرد. همچنین، تحریک مداوم از طریق اعلانها و پاداشهای دیجیتال نقش مهمی در تثبیت این وابستگی دارد.
پژوهش حاضر نشان میدهد که وابستگی سایبری میتواند پیامدهای منفی متعددی بر عملکردهای شناختی و سلامت روان فرد داشته باشد؛ از جمله کاهش تمرکز و توجه، اختلال خواب، ضعف خودتنظیمی، افت انگیزه، اضطراب، افسردگی و انزوای اجتماعی. این پیامدها بهویژه در کودکان و نوجوانان شدیدتر گزارش شده و میتواند بر رشد شناختی، اجتماعی و تحصیلی آنها تأثیر منفی پایدار بگذارد.
وابستگی سایبری در طول تحول خود از سه مرحله اساسی میگذرد که هرکدام دارای ویژگیهای رفتاری، فناورانه و پیامدهای شناختی-روانشناختی متفاوتی است. در مرحله اول، کاربر عادی اینترنت صرفاً به اتصال معمول به اینترنت و استفاده متعارف از صفحهنمایشها و ابزارهای فناوری بسنده میکند؛ در این مرحله، فرد دارای تعامل کنترلشده با فناوری است و توانایی حفظ توجه و خودتنظیمی شناختی را حفظ نموده و عملکرد فردی و اجتماعی نسبتاً سالم بر قرار است. با ادامه و تشدید استفاده، فرد وارد مرحله دوم یعنی ارتباط بیشازحد میشود؛ در این مرحله، شکلگیری عادتهای دیجیتال، خودکار شدن رفتارها، تکرار مداوم استفاده و بروز رفتارهای اجبارآمیز آشکار میشوند. این تغییرات در سطح شناختی-روانشناختی باعث کاهش کنترل اجرایی، افت تمرکز و مدیریت توجه و تضعیف خودکنترلی شناختی میگردند. در مرحله سوم، وقتی وابستگی بهطور کامل تثبیت شود، شاخصهای رفتاری و فناورانه به جستجوی مداوم لذت، تحریک مستمر توسط اعلانها و پیشنهادها و نیاز پایدار به پاداشهای فوری تبدیل میشود. در این مرحله نهایی، پیامدهای شناختی و روانشناختی بهشدت تشدید شده و شامل اختلال در تنظیم هیجانی، کاهش تواناییهای شناختی و افت معنیدار در عملکرد فردی، اجتماعی و تحصیلی میگردند.
در حوزه پیشگیری و کاهش آسیب، نویسندگان بر راهکارهایی مانند نظارت آگاهانه والدین، کاهش تدریجی زمان استفاده از صفحهنمایش، غیرفعالسازی اعلانها، محدودسازی استفاده شبانه و جایگزینی فعالیتهای آنلاین با فعالیتهای اجتماعی و بدنی تأکید میکنند. هدف این اقدامات، بازگرداندن تعادل میان زندگی واقعی و مجازی و کاهش فشار شناختی ناشی از استفاده افراطی از اینترنت است.
در مجموع، وابستگی سایبری پدیدهای جدی و رو به گسترش است که میتواند سلامت روان، روابط اجتماعی و عملکردهای شناختی فرد را بهطور معنادار تحت تأثیر قرار دهد؛ ازاینرو، افزایش آگاهی و مداخله زودهنگام نقش اساسی در پیشگیری از تبدیل اینترنت به «هروئین دیجیتال» دارد.
برچسبها:
